کتاب هملت

اثر ویلیام شکسپیر از انتشارات نگاه - مترجم: ابوالحسن تهامی-برترین رمان های گاردین

در این کتاب افزون بر ترجمه‌ی متن نمایش، گفتارهای زیر را نیز می‌خوانیم:

اهمیت هملت در این روزگار

هملت و دوران الیزابت

تراژدی انتقام

زبان این نمایش

تحلیل شخصیت‌های نمایش

چند نقد ادبی از هملت، نوشته‌ی:

اندروسسیل بردلی، ارنست جونز، تی اس الیوت و ویلسن تادی.


خرید کتاب هملت
جستجوی کتاب هملت در گودریدز

معرفی کتاب هملت از نگاه کاربران
The tragedy of Hamlet, Prince of Denmark, William Shakespeare
عنوانها: هملت؛ سوگنمایش هملت شاهپور دانمارک؛ تراژدی هملت : پرنس دانمارک؛ هملت شاهزاده ی دانمارک؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ تاریخ نخستین خوانش: ماه مارس سال 1972 میلادی
عنوان: هملت؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: مسعود فرزاد؛ تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1337، در 290 ص؛ چاپ دوم 1346؛
عنوان: هملت؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: داریوش شاهین؛ تهران، جاویدان، 1344، در 278 ص، مصور؛
عنوان: هملت؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین)؛ تهران، اندیشه، 1344، در 288 ص؛ چاپ دوم فروردین 1351؛
عنوان: سوگنمایش هملت شاهپور دانمارک؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ ویراستار: هارولد جنکینز؛ مترجم: میرشمس الدین ادیب سلطانی؛ تهران، نگاه، 1385، در 395 ص، فارسی انگلیسی، شابک: 9643513297؛
عنوان: هملت؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: آرش خیرآبادی؛ مشهد، پاژ، 1387، در 232 ص؛ شابک: 9789648904536؛
عنوان: هملت؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ برگردان: رضا دادویی؛ تهران، آدورا، 1391، در 275 ص، شابک: 9786009307135؛
عنوان: تراژدی هملت : پرنس دانمارک؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: بهزاد جزایری؛ تهران، انتشارات پلک، 1393، در 412 ص، شابک: 9789642353187؛
عنوان: هملت شاهزاده ی دانمارک؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: شیدا فروغی؛ قزوین، سایه گستر، 1393، در 48 ص، شابک: 9786003740082؛
عنوان: هملت؛ سروده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: مهرداد پورعلم؛ تهران، انتشارات ایران، 1394، در 191 ص؛ شابک: 9786005347593؛
نمایش‌نامه‌ ای تراژیک اثر ویلیام شکسپیر است که در سال 1602 میلادی نوشته شده، و یکی از مشهورترین نمایش‌نامه‌ های تاریخ ادبیات جهان به شمار است. نمایش نامه از آنجا آغاز می‌شود که هملت شاهزاده دانمارک، از سفر آلمان به قصر خود در هلسینبورگ دانمارک بازمی‌گردد، تا در مراسم خاکسپاری پدرش شرکت جوید. پدرش به گونه ای مرموز به قتل رسیده‌، کس از چند و چون قتل شاه آگاه نیست. هملت درمی‌یابد، که مادر و عمویش باهم پیمان زناشویی بسته، و هم بستر شده‌ اند. وسوسه‌ ها و تردیدهای هملت هنگامی آغاز می‌شود، که روح شاه مقتول بر او نمایان می‌شود. روح به هملت میگوید که چگونه به دست برادر خویش به قتل رسیده‌ است، و از هملت می‌خواهد انتقام باز ستاند. هملت در گیروداری اشتباهاً پدر معشوقه‌ اش اوفلیا را به قتل می‌رساند، پدر اوفلیا در پشت پرده، مشغول جاسوسی بوده، و هملت اشتباهاً او را کلادیوس پنداشته بود. اوفلیا از مرگ پدر آشفته می‌شود، و خود را در رودخانه‌ ای غرق می‌کند. سرانجام پس از درگیری با لایریتس، برادر اوفلیا، که به خونخواهی خواهر و پدر برخاسته بود، هملت انتقام پدر خویش را از عموی خویش نیز می‌گیرد؛ و در پایان نمایش هر دوی آنها، به همراه گرترود و برادر اوفلیا کشته می‌شوند
شخصیتهای نمایش عبارتند از: کلادیوس: پادشاه دانمارک و عموی هملت؛ هملت: پسر شاه سابق، و برادرزاده ی پادشاه کنونی؛ گرترود: ملکه ی دانمارک و مادر هملت؛ پولونیوس: لرد چمبرلین؛ اوفلیا: دختر پولونیوس و معشوقه ی هملت؛ هوراشیو: دوست هملت؛ لایریتس: پسر پولونیوس؛ کورنلیوس، روزنکرانس، گیلدسترن: دوستان هملت؛ مارسلوس: افسر؛ برناردو: افسر؛ فرانسیسکو: سرباز؛ رینالدو: خادم پولونیوس؛ شبح: پدر هملت؛ فورتینبراس: شاهزاده نروژ؛ گروه بازیگران دوره گرد؛
ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
یه اعتراف می خوام بکنم:
من قبلاً از بین کارهای شکسپیر، هملت رو اصلاً دوست نداشتم. عاشق اتللو و مکبث بودم، ولی از هملت خوشم نمی اومد اصلاً و نمی دونستم چرا معروف ترین اثر شکسپیره.

همه ى اين ها، تا وقتى شنيدم @بنديكت كمبربچ@ نقش هملت رو بازى كرده. قبلاً اجراى سينمايى @مل گيبسون@ رو ديده بودم، و راستش چندان كمكى نكرد كه هملت رو بيشتر دوست داشته باشم. اما بنديكت كمبربچ ماجراى ديگه ايه. با سختى اين اجرا رو پيدا كردم، و: موسيقى بى نظير، طراحى لباس بى نظير، طراحى صحنه ى بى نظير، نور پردازى بى نظير... اما همه ى اين ها فقط زيورهايى عارضى بودن گرد جوهر اصلى: بازى بى نظير.

عادت شكسپير اينه كه تقريباً هيچ كدوم از حالات شخصيت ها و لحن ديالوگ ها رو نمى نويسه و همه رو واگذار كرده به كارگردان و بازيگر. كلماتش همه خشك و بى جان هستن، و يك كارگردان و بازيگر خوب نيازه تا روح درستى به اين كلمات بدمه. يكى مثل بنديكت كمبربچ كه با دم مسيحايى ش به تك تك كلمات، شخصيت متمايزى بده، روح مستقلى بده، و حالات چهره اى به نمايشنامه اضافه كنه كه مثل شارح يك كتاب قديمى، جمله به جمله شرح بده كه چطور بايد هر جمله رو فهميد.

اوايل فيلم خیلی از دیالوگ ها رو متوجه نمی شدم به خاطر نثر قديمى شكسپير، و زيرنويس هم موجود نبود. به خاطر همین رفتم ترجمه ی @م.ا به آذين@ (كه اتفاقاً از مترجم هاييه كه دوست دارم نثرشون رو) از نمایشنامه رو دانلود کردم. نمايشنامه رو باز گذاشتم کنار فیلم و همزمان فیلم رو می ديدم و ترجمه رو می خوندم، و به اين ترتيب بنديكت كمبربچ دست به دست م.ا به آذين، باعث شدن هملت با دوازده پله از قعر جدولِ نمايشنامه هاى محبوب من، به جايگاه صدرنشينى صعود كنه.

آنك من: شيفته و دوستدار هملت!


لینک فایل تورنت فیلم

مشاهده لینک اصلی
قبل از رفتن به پیدا کردن وقت برای خواندن کتاب، مجبور شدم بلیط را به حومه معروف دو ساله مد پیدا کنم. من می دانستم که افتخاراتی که این موضوع را به زندگی به ارمغان آورد، بازی بازی بود، به خوبی انجام شده است. من خیلی دوست داشتم از این بازی (من به شدت توصیه می کنم هر کسی که فرصتی برای رفتن) من دوباره بر اساس اصول هدایت دوستان از ankara سال آینده بازگشت. من ترسیدم که این فروپاشی بود، اما برعکس، پیگیری عمدی نیز جداگانه بود. سپس یک بلیط بر اساس دروازه ورودی در ساعت ده صبح، ده سال قبل از بازی یک نفره، که در حال تعطیل کردن تئاتر های دولتی بود، پیدا کردم. این روستا نیز یک بالبا داشت. من نمی توانم آن را به کسی توصیه کنم که این کتاب یکی از افراد را بخواند یا یک هتلی را که حداقل پایدار است، کمی گیج می کند. هدف این سال این بود که این کتاب را بخوانم ولی نمیتوانستم با چالش های بزرگ ما روبرو شویم، به محض این که چالش به پایان برسد، نخبگان من خریداری کردند. خوب من هم آن را خریدم با وجود اینکه در بازار ساباتاطین برخی از مکان های مصنوعی وجود دارد، من به مشکل تولید هنری، به طور کلی آن را عالی بود. من می خوام چند بار خوندن و حفظش کنم، مثل زیبا، پر از کار. و البته من یک بلیط دیگر را به حومه صحنه مد کردم. بعضی چیزها در پادشاهی دانمارک وجود دارد و من راضی نیستم که آن را تماشا کنم.

مشاهده لینک اصلی
چطور می توانید این عجیب و غریب سارق را دوست داشته باشید؟ باید با نیروهای شیطانی جهان مخالفید و آنها را متوقف کنید یا اینکه راحت تر به خود اجازه دهید در رویاها و مرگ از بین برود؟ آیا ممکن است که با مبارزه با شر، ما اغلب خود را بد بدیم؟ آیا مردی که از چیزهای بد فرار می کند فقط به دیگر چیزهای به همان اندازه بد است، بدون اینکه از آن آگاهی داشته باشد؟ آیا ما گمراه می شویم با اجازه دادن به جهان به آرامی از ما سوء استفاده می کنیم و یا ما فقط پذیرفته اجتناب ناپذیر است؟ این ها بعضی از سوالاتی هستند که در این شاهکار گنجانده شده اند و شاید یکی از دلایل اصلی این که من این کتاب را دوست دارم. همچنین، هملت یکی از BAMF بسیار جذاب است.

مشاهده لینک اصلی
آخرین شب سال نو، من راننده انتخاب شده برای گروه من از دوستان بود. پس از زنگ زدن در سال جدید با مقدار زیادی از شامپاین (برای آنها، نه برای من)، من با احتیاط و مسئولانه همه آنها را به خانه، آنها را متوقف توقف در سراسر شهر. در ساعت 1:30 صبح، من آخرین فرد را رها کرده بودم و یک بلوک دور از خانه من بود، وقتی که یک وسیله نقلیه دیگر به خط من رفت و من را با چراغ های بسیار روشن خیره کرد. من چرخیدم ... و یک وسیله نقلیه پارک شده در خیابان که من حتی نمی دیدم تا زمانی که تمام شده بود. ماشین من تمام شد، خودرویی که من گرفتم تمام شد، دست و پا شکسته از کیسه هوا و تاثیر برخورد، و MFer مست را بدون راننده تعیین شده، باعث شد که کل چیزی در سفید بیفتد هوندا خلبان با برچسب سپر صورت لبخند. یک بلوک از خانه من، لعنت آن. من عصبانی شدم این خیابان یک خیابان نیست 95٪ از مسافران در این خیابان در این محله زندگی می کنند. هنگامی که دوباره تلفن همراه شدم، با یافتن این حقیقت، وسواس گرفتم. من در اطراف محله هر شانس که من می توانستم آن SUV را جستجو کنم. من تا به حال فانتزی در نهایت پیدا کردن او و غلبه بر هوندا خلبان با ماشین اجاره من. سپس وقتی که او به خارج از خانه اش بیرون آمد، من دست و پا خود را با یک خفاش بیس بال تخریب می کردم و سپس خاموش می کردم. حقیقت گفته می شود که اولین سناریوی فانتزی بود. هرچه بیشتر در مورد آن وسواس شدم، فانتزی انتقادی گرانتر شد. مشعل ها، مارها و سم در برخی موارد بخشی از طرح انتقام بود. چند هفته بعد، من آن را دیدم. سفید هوندا خلبان با یک برچسب سپر صورت لبخند نشسته بود در درایو از خانه چند خیابان دور از من. من از کنار جاده عبور کردم و آنجا را برای مدت زمان بسیار طولانی باز کردم و نقشه های انتقام من را پیدا کردم و جزئیات دقیق را می دانستم. سپس ماشینم را شروع کردم و به خانه میرفتم. از آنجا که انتقام پیچیده است. اگر من با طرح توافق کرده بودم، می توانستم خودم را آسیب برسانم. من می توانم شخص دیگری را آسیب برسانم. من قطعا دریافت بیمه ماشین من حتی افزایش بیشتر از من در حال حاضر دریافت کردم. خداوند با من خوشبخت بوده است زیرا تمام انتقادات من معجزه است. من نمیتوانم خودم را برای انجام این کار آماده کنم فقط یک نتیجه از اقدام من یا بی عملی من وجود دارد - حادثه ای که پیش از این اتفاق افتاده است و نرخ بیمه اتومبیل من افزایش یافته است. و همینطور همته. شکسپیر کاملا با شکوه بازی انتقام را با دقت انجام داد. هملت، مرد جوان که می خواهد انتقام بگیرد، نمی تواند خود را به انجام آن برساند. هملت می دانست که از او انتظار می رود انتقام گرفتن از نقض قانون افتخار باشد، اما او همچنین می داند که مذهب انتقام می گیرد و اگر او بتواند آن را انجام دهد، می تواند روح او را به خطر بیاندازد. بنابراین، او خود را متقاعد کرد که روح پدرش ممکن است واقعی نباشد و او نیاز به اثبات بیشتری دارد. هنگامی که او اثبات کرد، خود را از طرح انتقام او در هنگام فرصت های عالی خود سخن گفت، زیرا او خود را متقاعد کرد که قاتل را قتل عام می کند در حالی که قاضی دعا می شود که قاتل را به بهشت ​​فرستاد. او وسواسی و به طور مداوم همه چیز را بیش از حد درک می کند، حتی این واقعیت که او همه چیز را بیش از حد درک می کند. او نمی داند چه باید بکند، زیرا او متوجه می شود که هر کس دروغگو است و همه چیز را پنهان می کند، و او از آن متنفر است، اما او برای انجام این کار، همان کار را می کند. او در اطراف محله رانندگی کرد و به دنبال یک بازیگر هوندا سفید برای کل بازی بود. هرچند در صحنه قبرستان هملت در نهایت آن را می گیرد. فقط یک نتیجه می تواند وجود داشته باشد، آیا او انتقام خود را گرفت یا نه، و نتیجه آن مرگ ناگهانی بود. صرف نظر از آنچه ما انجام می دهیم و یا انجام نمی دهیم، مرگ برای همه ما در می آید. یک روز ما چیزی جز جمجمه بدون زبان نخواهیم داشت که می توانیم داستان هایمان را بگوییم. نوک طرفدار از این داستان یاد گرفتم: افراد عالی و وفادار را برای دوستان انتخاب کنید که می توانند زبان شما باشند، زمانی که دیگر نمیتوانید برای خودتان صحبت کنید. هارتیوس در جهان زندگی می کند. هاملت در مورد پیچیدگی های شخصیت انسانی است: درگیری ها و فرازهای داخلی، اندیشه هایی که از طریق سر ما می گذرد وقتی که می خواستند در شب بخوابند، مبارزه دائمی برای تشخیص WTF ما قرار است در حال انجام. این در مورد درگیری بین چندین نفر نیست؛ این در مورد درگیری هایی است که ما در خودمان تجربه می کنیم. جای تعجب نیست که این به عنوان بهترین چیزهایی است که تاکنون نوشته شده است. این در مورد قرار دادن یک چهره برای جهان و دیگری برای ما تنها زمان است. این در مورد پیدا کردن افرادی است که به آن اعتماد دارید. این در مورد جستجو برای سفید هوندا خلبان است که به پایان می رسد با دروغ گفتن در رختخواب در شب تعجب اگر شما انجام کار درست است. پس از همه این سالها، هملت هنوز هم قابل مقایسه است. هملت همه ما در هر روز خاص است. و شاید حتی هر روز.

مشاهده لینک اصلی
(قلعه Kronborg) â € œ آیا می شود یا نه باشد؛ این سوال این است: آیا در ذهن، آیا رعد و برق از فلش و فلش از ثروت ظالمانه، یا برای گرفتن اسلحه در برابر دریای مشکلات، و با مخالفت، پایان دادن به آنها. به مرگ، به خواب \"نه بیشتر و با خواب به ما بگویم که ما پایان دادن به دل درد و هزاران شوک طبیعی که گوشت وارث است\" - یک نتیجه کامل تقدیم به آرزو. برای مرگ، برای خوابیدن. خوابیدن، خوابیدن به رویای\n[سوم خواندن، اولین بار به زبان انگلیسی] من فراموش کرده ام که چقدر این بازی را دوست دارم و بنابراین من یکی از بررسی های طولانی خود را برای آن انجام خواهم داد. من نمی خواستم با هملت معجزه معروف شروع کنم، اما این فقط یکی از زیباترین قطعاتی است که تا به حال نوشته شده است، به طوری که من با شرم از کلیسا برخورد می کنم. ذهن پوسیدگی @ جنون در آنهایی که بزرگ نیست باید بدون دیدن @ @ - شاه کلودیوس طرح اصلی از هملت به اندازه کافی ساده است: برادر پادشاه را می کشد، خودش می شود و ازدواج می کند، خواهرزاده از پدرش انتقام می گیرد. در طرح بزرگ چیزها، هملت پرنس دانمارک قهرمان، انتقامگیر و محرک است. با این حال هملت شوالیه سفید نیست او به خاطر انتقام او قتل، فریب و شکنجه روحی می کند. هملت در مورد مرگ پدرش از طنز شاه هملت همدلی یاد می کند، که از پسرش می خواهد او را انتقام بگیرد. در این عمل ما از هملت ها برای قتل عموی خود اطمینان داریم؛ یک جایزۀ آسمانی وجود دارد که این قتل خاص را بر روی نور مثبت انجام می دهد. اما مرگ پلینیوس، لئرتس، رزنکارتز و گیلدنسترن نیز در پرده شاهزاده هملت قرار داشت - تا چه حد ما از یک پسر غم انگیز انتقام پدرش را می گرفتیم و ادعا می کنیم که او تاج قانونی خود را می بیند و شروع به دیدن هملت را به عنوان جوانان روانی مضطرب می کند؟ احساسات (از طرف مقابل عاشق اوهلیا را کنار گذاشت) و هدف، و توسط خواست به کشتن کلودیوس کشتن داده می شود و ادعا می کند تاج دانمارک: از جدول حافظه من، تمام پرونده های ضعیف اهلی را پاک می کند، تمام اره های کتاب همه اشکال، تمام فشارهای گذشته، آن جوانان و مشاهدات در آنجا کپی شده، و فرمان تو تنها تنها در کتاب و حجم مغز من زندگی خواهد کرد\nروش های او برای انجام این کار عجیب است. به نظر من، هملت جنون جعلی خیلی جعلی نیست اما اغراق آمیز است، زیرا هملت نمیتواند به دلیل غم و اندوه و خشم او با حضور پادشاه و ملکه حفظ شود. او تظاهر می کند که دیوانه است زیرا او با فریب دادن بیماری های ذهنی به رفتار و گرایش های قاتلانه خود اعتراف می کند. از لحاظ جسمی، هملت از لراتس برای انتقام پدرش پولونیوس خشمگین نیست اما قذافی را در مورد امتناع @ madness @ در امید به سرزنش می کند از فرار دوئل. من تعجب می کنم که اگر کلودیوس شهوتش را برای قدرت از بیماری روحی بدست آورد، هملت او را ببخشد. به اندازه کافی به اندازه کافی، هاملت خیلی دشوار نیست، هر کس فکر می کند که او تنها یکی از افراد عادی در دادگاه است. در عوض، دو شخصیت به آرامی فرو ریختن به جنون می شود در واقع Ophelia و Claudius.Ofhelias جنون تقلید از عاشق او، به طوری که بسیار شبیه Hamlets دیوانگی نادرست آن را از غم و اندوه بر مرگ یک پدر (Polonius به جای هملت Sr.) و از دست دادن توجه عاشقان (هملت از دست دادن علاقه به جای رد Ophelias). هاملت، هر دو اسپری و قاتل پدر او، هنوز عصبی است برای درخواست اشک های سریعتر از Laertes، بار دیگر اخراج عواقب اقدامات خود و به طور کامل اعتقاد دروغ خود را در مورد میزان جنون او. [تصویر error] از سوی دیگر، کلودیوس از رایج ترین بیماری های سلطنتی، سه گانه مقدس غصب رنج می برد: شهوت قدرت، قتل، گناه. وضعیت کلاودیس یکی از شایعترین همه موضوعات در ادبیات، مانند بسیاری از دیگران: تنها در شکسپیر، پادشاه جان / آرتور پلانتگنت / لوئیس دافین در پادشاه جان، هنری بلینگبروک از ریچارد دوم، محور پرسی / مورتیمر در بخش اول هنری IV، ریچارد دوک از یورک و ادوارد IV در هنری VI، ریچارد سوم در ریچارد سوم همه از طریق مشکلات مشابه به قدرت غصب عمل می کنند. کلاویدوس دست کم از وضعیت او، همانند Henry IV به تازگی به تازگی، پشیمان شده است و تلاش می کند تا بدانند چگونه می توانند از آن استفاده کنند. با این حال، کولوديوس هيچ گزينه ای برای Bolingbroke وعده داده است که جنگ صلیبی مقدس را به عهده نگيرد، ولي خواهان حفظ گرترود، تاج و وجدان خالص است. او می داند که او هرگز از گناه زنا محروم نخواهد شد: «کلمات من بلند می شوند، افکار من پایین می آیند. کلمات بدون افکار هرگز به بهشت ​​رفتن نیست. چیزی که در مورد انتقام است آن است که هرگز به پایان نمی رسد. لتر ها هملت را می کشند، گرترود ممکن است انتقام فرزندش را بگیرد، یا کلودیوس ترسناک، از ترس قیام دیگری در تن لئرتس کینگ، ممکن است مرد جوان را بکشد. و آن را به طور نامحدود ادامه می دهد، مانند یک بازی تنیس بین دو جناح یا نوار Möbius که در آن دو منحنی دو خانه، به طور یکسان در ناخودآگاه. Revenge باید هیچ محدودیتی ندارد @ - کلودیوس در مدت کوتاهی قبل از مرگش از طریق انتقام انتقاد. تمام این کاراکتر ها، آنها سلطنتی یا بندگان هستند، در نهایت مرده اند. سم است که آنها را می کشد نه خیلی سم در تیغه و شرابشان، بلکه احساسات غمانگیزانه گناه و غم و اندوه است که آنها را مجبور می کند ...

مشاهده لینک اصلی
هملت در هارولد پینتر\nاندرو اسکات در Hamlet در هارولد پینتر بازی کرد. رابرت ایکس برای آلمائیده تولید می کند، در حال حاضر با انتقال غرب غربی. وای! باید آن را تماشا کنیم پس از 3-4 روز مبارزه، در نهایت با بلیط ها خوش شانس بود و آنجا بودم. پس از برگشتن، نشستم تا کمی بر روی آن بنویسم و ​​در نهایت نوشتم یک بررسی 12 کیلو وات +. در صورتی که زمان کمی برای کشتن داشته باشید، سر و کارتان را بخوانید. اگر نه، من فقط دوست دارم، از شما سپاسگزارم. [اگر به اندازه کافی خوش شانس باشید که تولید را تماشا کنید، امیدوارم زمان خواندن و نظر دادن را بپذیرید.] هملت در هارولد پینتر: مناظر صحنه به من سعی کرده ام تجربه من را از بازی بگیرم به سختی قابل مقایسه با وجود بودن آن است، اما من مجبور شدم این تفسیر طولانی را بنویسم تا به یاد نیاورم که آن را دوست دارم به تماشای این عملکرد شگفت انگیز بپردازم، و به همین خاطر برای آن اندیشه و احساساتی که از طریق آن به وجود آمده، را حفظ کردم. یک مجموعه اسپارتان به مخاطبان خوش آمد می گوید، که علاوه بر فقدان هر چیزی در مورد آن سلطنتی، دارای چند عنصر غیر منتظره است. یک مبل بزرگ به یک گوشه، دو تا سه صندلی فولادی به هر دو طرف و آنچه به نظر یک کنسول بخار پانکی از انواع مختلف به یک گوشه است. 1 از صحنه 1 به شگفتی فوری از تماشاگران، پخش با تلویزیون بزرگ مسطح باز می شود صفحه نمایش در اطراف آنها با فیلم های عجیب و غریب در آنها بازی می کند. در عوض یک پلت فرم نگهبانی، یک اتاق مشاهدۀ دوربین را دریافت می کنیم. نگهبانان فریاد می زنند و البته به زودی، هورا تیوی وارد می شود (در بعضی از سبک ها باید گفته شود که در لباس نسبت به محافظ های سخت گیر مناسب تر است) Marcellus و Barnardo تلاش های خود را برای متقاعد کردن Horatio از سر می گیرند (یکی این است که به نوعی CCTV را فرض کنیم من می توانم چیزهای فوق العاده ای را حدس بزنم) که از آن چه دیده می شود، زمانی که ناگهان ناگهان وحشتناک استاتیک در تئاتر بوجود آمد و پادشاه مرده به نظر می رسد روی صفحه نمایش، شوم و واقعا واقعا وحشت زده. در این مورد یک جرقه جمع شده از مخاطب در این مورد. این بسیار مؤثر بود - با توجه به این که دنیان هنوز بر روی صفحه نمایش ندیده است - مخاطب هنوز به روح واقعی معرفی نشده است. من تعجب می کنم که اگر تمام صحنه های ارواح تلویزیون CCTV کامل باشد، این امر می تواند حیرت انگیز باشد حتی اگر این بار در این زمان بسیار پر زرق و برق بود. پس از همه چی معادله پدر و پسر که هسته بازی است، از طریق دوربین مدار بسته پخش می شود؟ در هر صورت، حتی زمانی که Scholar Horatio سعی می کند تا روح (که در لباس نظامی است، به عنوان موازی مدرن با زره پوش که توسط اصلی ساخته شده است)، انفجار جزئی در کنسول وجود داشته باشد و Ghost از صفحه نمایش ها ناپدید شده است به طور ناگهانی به نظر می رسد. قبل از این صحنه نتیجه می شود که هوراسیو به سرعت سربازان را در مورد آنچه اتفاق می افتد در پادشاهی به روز می کند و همین امر که امنیت این روزها خیلی محکم است: پادشاه قدیمی پادشاه نروژ، Fortinbras را ربوده و سرزمین های خود را فتح کرد. در حال حاضر پسر او (نروژ) در انتقام تلاش می کند تا سرزمین های خود را با یک گروه کوچکی از سرتاسری که از آن جمع آوری کرده بود، برکنار کند. علامت گذاری به عنوان این از آن است که احساس نمی Fortinbras هر گونه شانس برنده شدن در دانمارک، اما پس از آن انتقام درام داخلی خواهد شد درام انتقام خارجی را تسهیل می کند. خیلی شیرین، درست است؟ این چیزی است که اغلب نادیده گرفته می شود، من حدس می زنم، اما شاید هم تقارن شعری برای این نیز وجود دارد. روح به نظر می رسد یکی دیگر از ناگهانی، پرتاب نگهبانان و هوراسیو به دیوانه دیگر. شلاق زدن کوره دردناک شمارنده ها و غیره باعث می شود (این صدا صادقانه بماند کمی عجیب و غریب، واکنش ها). خروج از خاندان. آن را در غربت خروس فرو برد - نگهبانان به سرعت تلاش برای توضیح ناشناخته با شناخته شده فرض، پیدا کردن برخی از راحتی در درک دقیق خود را از اینکه چگونه جهان فوق العاده ای که قرار است به عملکرد. ما باید همه چیز را مطابق با قوانین، قوانین پوچ باشد. آنها تصمیم می گیرند که آنها باید هملت را از آنچه که در اینجا اتفاق می افتد اطلاع دهند. صحنه به برخی از موسیقی های خیره کننده بسته می شود و صحنه سیاه می شود. بدیهی است که برخی از مراحل بازسازی در تاریکی اتفاق افتاده است، هر چند من مطمئن نیستم که چگونه آنها در این تاریکی موفق می شوند. باید دست های خاصی بگیرد. آکت 1، صحنه 2 اتاق نگهبانی سایه دار در حال حاضر به یک اتاق توپ تایتانیک خیره کننده تبدیل شده است مانند جو با طرح های طلایی، درهای کشویی کشویی، زنان زیبا با عینک های شراب، و موسیقی خوب در پس زمینه . برای یک لحظه، دانمارک احساس یک مکان جالب و عجیب و غریب را نمی کند، اما مانند یک شب اواخر در کاخ بکینگام (به جز تمام گردشگران چینی). کلاویدوس به نظر می رسد با شکوه و شگفت انگیز در مورد Fortinbras در سبک بسیار کارآمد، و در این مرحله هیچ کس نمی توانست به وضوح تصور کند که دانمارک تحت چنین مدیریت کارآمد می تواند تحت هیچ تهدید قرار گیرد. این لحظه ای است که به شما نشان می دهد که این بازی نمی خواهد شما را با عکاسی دیدنی از لباس های قرون وسطایی و مجلل بپوشاند. این بیشتر شبیه یک اتاق هیئت مدیره بسیار زیبا و یا یک عمارت پروردگار مدرن نسبت به دادگاه سلطنتی است که در آن می توانید این صحنه ها را به طور معمول بازی کنید. این به این معنی است که این بازی باید همه شما را بر روی خود حمل کند، بدون کمک زیادی از همه چیز ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هملت


 کتاب افسانه های تبای
 کتاب پایان رابطه
 کتاب آوای وحش
 کتاب رابینسون کروزو
 کتاب یک سرباز خوب
 کتاب ماه الماس