کتاب عروسکخانه

اثر هنریک ایبسن از انتشارات کارنامه - مترجم: منوچهر انور-برترین رمان های گاردین

خانه عروسک (1879)، شاهکار هنرپیشه تئاتر است که برای اولین بار ریاکاری وحشتناک ازدواج طبقه متوسط ویکتوریا را در صحنه نمایش داد. خانه ی عروسک بیداری نورا هلمر را از زندگی قبلی که قبلا آن را مورد بررسی قرار نداده بود، از دست داد. پس از تمام عمر خود توسط پدر یا همسرش توروالد حکم داده شده است، نوا در نهایت می خواهد بپرسد که پایه و اساس همه چیزهایی است که اعتقاد داشتند، هنگامی که ازدواج او به آزمون برسد. پس از قرعه کشی پول از مردی که از نظر بدرفتاری به نام Krogstad نامگذاری شده بود، با جعل امضای پدرش، او قادر به پرداخت پول برای سفر به ایتالیا برای نجات زندگی شوهر بیمار خود بود (او از وام بی اطلاع بود، معتقد بود که پول از پدر نورا ) از آن زمان، او مجبور شده بود تا راههایی را برای پرداخت وام خود به دست آورد، مخصوصا در مورد پول و راههای یک دنیای مجتمع که بیشتر به آن اهمیت می داد.


خرید کتاب عروسکخانه
جستجوی کتاب عروسکخانه در گودریدز

معرفی کتاب عروسکخانه از نگاه کاربران
Dukkehjem = A dolls House, Henrik Ibsen
A Dolls House also translated as A Doll House, is a three-act play written by Henrik Ibsen. It premiered at the Royal Theatre in Copenhagen, Denmark, on 21 December 1879, having been published earlier that month. The play is set in a Norwegian town circa 1879.
عنوانها: خانه عروسک و اشباح؛ عروسکخانه؛ نویسنده: هنریک ایبسن؛ تاریخ نخستین خوانش: ماه آگوست سال 1976 میلادی
عنوان: خانه عروسک و اشباح؛ نویسنده: هنریک ایبسن؛ مترجم: مهدی فروغ؛ تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1339، در 289 ص، دو نمایشنامه نروژی
عنوان: عروسکخانه؛ نویسنده: هنریک ایبسن؛ مترجم: منوچهر انور؛ تهران، کارنامه، 1385، در 310 ص، نمایشنامه نروژی در سه پرده به همراه ایبسن شاعر و چند اشاره به چالش ترجمه؛ پیشتر این نمایشنامه با عنوان «خانه عرسک» به همراه نمایشنامه ی «اشباح» ایبسن دو نمایشنامه در یک جلد منتشر شده است؛ ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
از بهترین هایی بود که خوندم..داستان پرکشش با شخصیت های کار شده و دوست داشتنی و پیام های پنهان و سوالاتی که مکررا در ذهن ایجاد می کرد و امان از پرده سوم ماجرا

نمایشنامه خانه عروسک از زمان انتشارش، انتقادات زیادی رو برای خودش به ارمغان آورد. ایبسن با این نمایشنامه پیام هایی رو به خواننده منتقل می کنه که تاب آوردنش برای سال 1879 قابل تصور نیست. نورا و هلمر با دو بچه زندگی عاشقانه ای رو می گذرونند. هلمر ظاهرا عاشق نوراست ولی نه ما و نه حتی خود نورا نمی دونیم واکنش مرد داستان بعد از برملا شدن راز نورا چه خواهد بود؟ این راز کار فداکارانه ولی غیرقانونیه که نورا به خاطر حفظ زندگی و سلامتی همسرش انجام داده که در درون بهش مفتخره حتی اگر جامعه این کار رو نادرست بدونه

ایبسن با نقد نقش زن و شوهری در یک زندگی زناشویی اروپایی قرن نوزدهمی، آگاهی ای رو به مردم انتقال داد که تا قبل اون کمتر کسی جرات بیانش رو پیدا کرده بود. ایبسن معتقد بود @ یک زن در دنیای مدرن امروزی نمی تونه خودش باشه چرا که دنیای امروز رو مردان هدایت و قضاوت می کنند و بر پایه قوانینی سراسر مردانه بنا شده، قوانینی که کمترین سنخیتی با درون زنان ندارند@

گاهی فکر می کردم میشه داستان رو از حالت فمینیستی خارج کرد و بهش دیدگاهی @انسانی@ داد...تصمیم درست چیه؟ تصمیمی مطابق قانون یا تصمیمی برخاسته از دل براساس بشردوستی و انسان دوستی درون؟

چون گاها طی خوندن این نماشنامه به یاد سوالاتی می افتادم که با خوندن @جنایت و مکافات@ داستایوسکی در ذهنم ایجاد میشد به راحتی می تونستم به جای این که نورا رو در قالب یک @زن@ ببینم اون رو در نقش یک @انسان@ ببینم و به این بحث های فمینیستی خاتمه بدم

خانه عروسک نامیست که نورا انتخاب کرده . به عقیده نورا هم پدر، قبل از ازدواج و هم شوهر، بعد از ازدواج اون رو عاشقانه دوست داشتند ولی این عشق تا زمانی تضمینی بود که نورا هم مثل عروسکی گوش به فرمان خواسته ها و انتظارات این دو مرد مهم زندگیش باشه

بد نیست بدونیم که ایده اولیه نمایشنامه از زندگی @لورا کیلر@ یکی از دوستان صمیمی هنریک ایبسن گرفته شده....زنی که در عالم واقعیت رازی داشت که بهش مفتخر بود ولی نه جامعه و نه خانواده ش تاییدش نکردند حتی اگر برای حفظ سلامتی همسرش دست به انجامش زده باشه

مشاهده لینک اصلی
یک متن عمیق درمانی برای من. چه در اولین خواندن، بسیار خسته کننده بود - هرکسی تلاش می کرد تا نورا را محکوم کند و حق آزادی او را که باعث می شود یک بزرگسال او را انکار می کند، کاملا برعکس کند. یک متن کامل در مورد دستکاری، بازی قدرت، و از بین بردن آنها ارزش ارزش - یک لبخند، نام مستعار، لذت بردن در یک زمان؛ و در تلاش برای چسبیدن به کسانی که شخصیت (به جز Wide Sargasso Sea). دانش آموزان من آن را دوست داشتند و آن را در همان زمان لعنت کردند - پاسخی که بر روی آن حساب نکردم. من به شدت توصیه می کنم نسخه اخیر کلاسیک پنگوئن خانه عروسک و دیگر نقاط در ترجمه جدید توسط دبورا داوکین و اریک Skuggevik است. یادداشت های یورو پیشرفته در خانه عروسک مفید بود، اگرچه Ive مشاهده کمک های بهتر در سری.

مشاهده لینک اصلی
من این بازی را باور نکردم. نورا، همسر شاد و محترم، در نهایت خود را در معرض اعتبار ازدواج و مردی قرار می دهد که او به عنوان شوهرش فکر می کند. جالب بود که ببینیم چگونه نورا و همسرش تحت فشار تحت فشار بحران قرار می گیرند. نورا به طور مستقل از شوهرش عمل می کرد تا زندگی اش را نجات دهد، در حالی که شوهرش وقتی با وحی از عمل نوراس مواجه می شد، خودخواهانه و ناسپاس پاسخ می داد. نوا ثابت می کرد که او متوجه شده است که مردی که برای هشت سال ازدواج کرده است، حقیقت، مردی بود که فکر کرد او می دانست. او به سرعت به حل و فصل محل خود را در هر دو ازدواج و در جامعه است. تا زمانی که ساختار می رود، من پیدا کردم بحث در پایان از بازی فوق العاده بصری. شخصیت ها نظرات خود را در آنچه بیان شده است تنها مکالمه @ جدی @ در ازدواج خود را بیان. نورا قدم بر می دارد و خودش را آگاه می کند، بدون شک شوهرش رفتار غیر منتظره را می شکند. من باور دارم که این بازی در قرن نوزدهم منتشر و اجرا شده است. بدون تردید، استانداردهای ویکتوریا از زمان برآورده شد و چشم انداز جدیدی به موضوع ازدواج ارائه کرد و نقش زنان در آن باید باشد.

مشاهده لینک اصلی
ÎšÎ¿Î¹Î½Ï ‰ νική ÎºÏ Î¹Ï \"ική μÎμ βάσΠ· من\" من · من، من \"من · I'i ... νΠμική ± من\" من ‰ ν ζÎμÏ ... γΠ± Ï Î¹ÏŽÎ½، من \" Î ± Ï ‡ ± کنم من ήμΠ\"Î ± Ï ÎºÎ ± ι\" من · I'i νΠ± Ï € μΠ· Î¿Ï ... من † دوم Î½Î¿Ï ... ν، من \"من · · θÎσΠمن \"من · من، Î³Ï ... νΠίκΠ± ± من، من\" Î ± ± ÎºÎ Î¸Î®ÎºÎ¿Î½Ï \"Î ± Ï ÎºÎ ± ι\" ιÏ، من ... من ‡ Ï € Î¿Ï ÎμώσÎμÎ¹Ï ، من \"من · من، من ± Ï € ÎνΠ± νÏ\" ι ÏƒÏ \"من · ν ÎºÎ¿Î¹Î½Ï Î½Î¯Î ‰ ±، Î ± λ من »من ι ï¬ ÎºÎ ± ± Ï € ÎνΠ± νÏ\" ι ÏƒÏ \"ο ÏƒÏ Î¶Ï Î³ÏŒ ... من\" من · من من، .ÎœÎμ \"من · من € Î ± ν άΠمن\" من »من · من» من · من ± ‰ Î½Î¬Î³Î½Ï ÏƒÎ · من \" Ï ‰ ν I'i ικοΠ\"Î¬ÎºÏ ‰ ν κΠ± Ï Î¹\" Î¿Ï ... ÎšÎ¿Ï ... κΠ\"ÏŒÏƒÏ € ιÏ\" Î¿Ï ... οΠ¹ Î¿Î¼Î¿Î¹ÏŒÏ \"من · من\" ÎμÏ، Î®Ï \"Î ± Ï € ν ÎμÏ Î¹ÏƒÏƒÏŒÏ\" من € Ï ÎμÏ Î¿ ÏŒÎ'Î · من »ÎμÏ ،،، من\" من ± Î¼Î¿Ï \"من Î²Î ÏƒÏ ‡ ± ... νÎμÏ Î¯Î¶Î¿Î½Ï \"Î ± Ï · ιÂ\" όσο Î · Î ± Î½Ï \"ιμÎμÏ\" ها Izi € Î ± Ï Î¹ÏƒÎ · من € IOE \"من · من € Πν\" ÎμÏ ... این است که من ï¬ \"من · من، Î³Ï ... νΠίκΠ± ± من، من\" من ‰ Î · ν θών من \"من · من، من من من € ±\" من من من ‡ ± Î¹Î Î¹ÎºÎ®Ï ، ÎºÎ¿Î¹Î½Ï ± Ï ‰ νίÎ، όσο κΠ± Î · من ι ± Ï € ÎμικόνισΠ· من \"من ‰ Ï Î½ ÏŒÎ\" من ‰ Ï € ν Î¿Ï ... Î ± Î · ίÎ'ιΠ· ÎºÎ¿Î¹Î½Ï ± Ï ‰ νίΠ... من € οβάΠ»من» Îμι ÏƒÏ \"من · Î³Ï ... νΠίκΠ± ±.

مشاهده لینک اصلی
RE-READ: اکتبر 20174.25 / 5 ستاره â € œ شما هرگز من را دوست داشت. شما فقط فکر کرده اید که دلپذیر بودن در عشق با من است. \"این یک بازی واقعا شگفت انگیز است! هنریک ایبسن در سال 1879 مجله ی عروسک ها را نوشت و هنوز یک پانچ قوی تر از هر نوع ادبی فمینیستی که من خوانده ام آن را بسته می کند. من آرزو می کنم زنده ام وقتی که این اولین بار به تئاتر آمد، زیرا دوست داشتم شاهد شوک و خشم مخاطبان باشم. آنها با آنچه که ایبسن آنها را ارائه داد و انتقادات بحث برانگیز او در کنوانسیون های ازدواج به طور کامل مورد هجوم قرار گرفتند. من به این بازی به طور کامل کور شدم. من نمی دانستم چه اتفاقی افتاده است، وقتی نوشته شد یا حتی هنریک ایبسن بود. من واقعا این بازی را توسط یک دوست داده بودم و هیچ علاقهای به خواندن آن نداشتم، اما من نمی خواستم بی ادبانه به نظر برسد، به هر حال آن را بخوانم (این نوع باعث می شود که من به شخصه بدی ها را ... به نظر می رسد). من بیشتر و بیشتر از هم دور شدم به عنوان بازی رفت و در آخرین صفحه، من بدون سخنرانی ارائه شد. این بازی پیش از زمان خود با موضوع، اخلاق و انتقادات پیش میرود و من فکر میکنم ایبسن نابغه است. â € œHelmer: من خوشحالم شب و روز برای شما کار می کنند. متاسفم و دلم برای شما تنگ شده است. اما هیچ کس نمی تواند افتخار او را برای کسی که او دوست دارد فدا کند. NOAA: این چیزی است که صدها هزار نفر از زنان انجام داده اند. این بازی نشان می دهد قطعه ای از زندگی نورا و Torvald هلمر که برای هشت سال ازدواج کرده اند. در یک عمل، ما یک قهرمان بسیار ساده لوح و کودکانه نشان دادیم که در اطراف رقصید و خیلی جدی عمل نکرد. این رابطه با شوهرش را نشان داد که به نظر می رسید هیچ چیز از عادی نیست. او نام بسیاری از نام حیوان خانگی ناز مانند @ dove @، @ my songbird @ وlittle squirrel @ را نام برد که در نگاه اول به نظر می رسید مثل عشق ورزیدن. همانطور که بازی پیشرفت می کند و نورا هنوز هم از شوهرش راز نگه می دارد، احساس سرخوردگی پیش می آید. آن را تا زمانی که عمل سه است که تمام اختلافات حباب بیش از و همه چیز را در اوج غول پیکر نشان داد. این نومیدی های نازنین که من فقط ذکر کردم، در واقع اصطلاحی استعارهای بود که توروالد برای توصیف نقاشی کوچکی که نورا تبدیل به آن شده بود، مورد استفاده قرار گرفت. او چنان عادت کرده بود که آنچه مردان می خواستند داشته باشد، او عملا عروسکی بود که لباس، عمل و سخنانی مانند شوهرش می خواست. نورا به طور مداوم مانند یک عروسک رفتار می کرد، به همین ترتیب فرزندانش را به همان شیوه رفتار کرد. مکالمات و لحظه ای که زن و شوهر با هم داشتند در حال حاضر با نور متفاوت نشان داده می شوند و انتقاد از ازدواج های سنتی این زمان است. نورا این همه را کشف کرد و سرانجام موضع خود را به دست آورد. â € œHelmer: اما این ننگ است. آیا این به این معنی است که شما وظایف مقدس خود را نادیده می گیرید؟ NORA: چه کاری شما را در نظر بگیرید، وظیفه ی مقدس من است؟ هالمر: آیا باید به شما بگویم؟ آیا وظیفه شما در برابر شوهر و فرزندان شما است؟ NORA: من وظیفه دیگری دارم، همانطور که مقدس است. HELMER: شما نمی تونید. چه وظیفه ای دارید؟ NORA: وظیفه من برای خودم است. \"من مجددا ذکر می کنم که این کتاب در 1800 نوشته شده است، فقط فکر می کنم چقدر بحث انگیز این بود! ایبسن یک بازی را با موضوعاتی انجام داده است که فقط یک قرن پس از انتشار آن به طور گسترده پذیرفته شده است. این یک قطعه متحرک و قدرتمند است! این بررسی تمام شده است و اساسا در مورد بازی او مشتاق است، بنابراین شما ممکن است تعجب کنید که چرا من فقط این چهار ستاره را ارزیابی کردم. من یکی از آن دسته از افرادی نیستم که ادبیات را فقط به این دلیل در نظر می گیرند که به نظر آنها کلاسیک و اخلاق بالا است. خواندن ادبیات، معمولا کتاب های آهسته تر و سخت تر را با اشکال و هیجان های کمتر و قطعه های عمل و یا تعارض می خوانند، و این بازی قطعا شبیه آن بود. در حقیقت، من از طریق بسیاری از قانون دوم و برخی از اولین اقدام خسته شدم. هیجان واقعی تنها در عمل سه رخ داده است و من می فهمم که چرا دو عمل دیگر کم بود، اما این باعث نمی شود که من از آنها بیشتر لذت ببرم. من نمیدانستم که تنها عمل سوم را دوست داشتم، زیرا اولین اقدام را به طور کامل پذیرفتم و این درگیری جالب بود. فقط آن چیزی که بزرگ و هیجان انگیز اتفاق می افتد تا سی سال گذشته صفحات. دو تا از اولین اعمال، تا زمانی که وحی بزرگ در انتها به دست آید، هدایت می شود. من یک ستاره خاموش برای این واقعیت است که من تا به انتها علاقه مند به بازی نیستم. NORA: من منظورم زمانی بود که از دست پاپاس به تو زدم. شما همه چیز را با توجه به سلیقه خود تنظیم کردید، و بنابراین من به طعم های مشابه خودم رسیدم .. یا من وانمود کردم. من کاملا مطمئن نیستم که ... شاید این کمی از هر دو بود - گاهی اوقات و گاهی اوقات دیگر. حالا که من به آن نگاه می کنم، اینجا زندگی می کنم مثل یک دشمن - به سادگی از دست به دهان. من توروالد با انجام ترفندها برای تو زندگی کردم. این بود که شما آن را می خواستید. شما و پاپ یک گناه سنگین را در برابر من مرتکب شده اید: تقصیر شما این است که من هیچ چیز از زندگی من نداشتم. »یکی از چیزهایی که در طول بازی تمام عالم را دوست داشتم این بود که چگونه می توان صحنه ها را تصور کرد. این یک بازی است، بنابراین تنها گفتگو با استثناء از برخی جهات مرحله کمتری وجود دارد. من انتظار نداشتم چنین تصویری روشن از ...

مشاهده لینک اصلی
این مدت طولانی بود از زمانی که Ive هر ایبسن را خوانده بود (و Hedda Gabler کار انتخابی در کلاسهای درام بود که من انجام دادم.) سخت است که به نقد بازی ها نگاه کنم - به سرعت خواندنی است، اما به طور هدفمند سعی می کنم کتاب ها را چند روز به طول بیان کنم تا آنها وقت خود را برای غرق شدن در حافظه بلندمدت خود دارم. من این را به صورت خوابیده خواندم. توجه: بقیه این بازبینی به دلیل تغییرات در سیاست و اجرای قانون Goodreads حذف شده است. شما می توانید بخوانید چرا من به این تصمیم در اینجا آمده ام. در عین حال، شما می توانید تمام بررسی را در Smorgasbook بخوانید

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب عروسکخانه


 کتاب مدار راس السرطان
 کتاب در راه
 کتاب هاکلبری فین
 کتاب نشانه چهار
 کتاب دراکولا
 کتاب حباب شیشه